محمدحسين ناصر الشريعه
112
تاريخ قم ( فارسى )
سيمره و اناوبار بود . به واسطه گياه و علف ، رعاة احشام و صحرانشينان آنجا نزول كردند و خيمه زدند و خانهها بنا كردند و آن خانه را كومه نام كردند بعد از آن تخفيف كردند و گفتند كم و بعد از آن معرّب گردانيدند و گفتند « قم » . معتبر و درست اين روايت است . و در روايت شيعه در حديثى كه من در فصل هشتم از اين باب ياد كردم آمده است كه در آن شب كه رسول خدا محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را به آسمان بردند ابليس ملعون را ديد كه بدين بقعه به زانو درآمده و مرفق هر دو دست بر سر زانو نهاده و نظر در زمين مىكرد ، رسول ( ص ) او را گفت : قم يا ملعون ! يعنى : برخيز اى ملعون ! بدينسبب قم را قم نام كردند . و در روايتى آمده است كه من در فصل هشتم شرح و بسط آن خواهم كردن كه قم را از آن جهت قم نام كردهاند كه قائم آل محمد عليه السّلام را از اين شهر مدد و معاون و مساعد خواهد بود ، چنانچه بدان سبب خروج كند و ظهور فرمايد ، و اللّه اعلم . » « 1 » علامهء مجلسى در بحار مىنويسد : و روى رجلّ من أهل الّرى قال قال ابو الحسن على بن محمد بن علىّ بن موسى عليه السلام : انما سمّى قم لأنّه لمّا وصلت السفينة اليه فى طوفان نوح قامت و هو قطعة من بيت المقدس ( يعنى : روايت كرده است مردى از اهل رى و گفته است كه ابو الحسن على بن محمد بن على بن موسى عليه السّلام ( امام محمد تقى ) فرمود . بدينجهت قم ناميده شده كه وقتى كشتى نوح در طوفان بدين زمين رسيد ايستاد ، و آن زمين قطعهايست از بيت المقدس . ) و نيز در كتاب « لسان العجم » گويد : هرگاه نون و باى موحده در كلمهاى پهلوى هم واقع شود در زبان پارسى غالبا قلب به ميم و ميم را در ميم ادغام مىنمايد ، مانند « كم » به تشديد ميم كه شهرى مشهور و معرّب آن قم است و اكنون آن شهر بدين لفظ اشتهار دارد » . فصل سوم بناى شهر قم از قرارى كه در تاريخ قديم قم مىنويسد : « زمين قم در به دو امر محل جمع شدن آب رودخانه اناوبار بوده ، بدينجهت اطراف او علفزار شده ، مرتع اغنام و احشام ايلات گرديده ، چادرها مىزدند و متمكن بودند . در زمان يكى از سلاطين سلف ممر و مخرجى از براى اين
--> ( 1 ) - تاريخ قديم قم ، ص 25 .